زردی پاییز و سبزی بهار دوتا چیز متفاوتند . وقتی تو فکر پاییز هستی ، تو پاییز و زردی می مونی و دیگه به بهار نمی رسی ، مگر اینکه بهار رو صدا بزنی و با همت خودت اونو نزدیک تر کنی . سالهای دور ، وقتی مردم سرزمین ما به قول بزرگترهایمان در پاییز پهلوی گرفتار بودن ، دست بزرگی به نام امریکا ، صدای بهار رو به بهانه ی روح الله اورد تو مملکت ما . پس از چند سال تازه متوجه شدیم که هنوز در پاییز به سر می بریم و انگار بهار افسانه ای بیش نیست . نه تنها امریکا ، بلکه خودمونم دیگه نمی تونیم به بهار سلام کنیم ، چون دیگه پاییز در مملکت ما ریشه دوانده و سخت از خاک کنده شود . ولی هر کار نشدی تا به حال شده . پس بیا دستهایمان را به هم بدهیم و حلقه شویم دور پاییز تا اون از ترس من و تو و افکارمون خشک بشه و جا برای بهار مردم سالاری باز بشه ... .


