تبليغاتX
ما سه نفر

زندگی رو میشه به موارد فراوونی تشبیه کرد،به ابرها،به جوی آب،اما من ترجیح میدم اونو به یه راه بی ابتدا و انتها مشابه بدونم،راهی که مسلما ّ رهگذرای زیادی داره اما از بین این همه عابر یه عده ای همراه ما هستند که میشه از آنها به عنوان دوست یاد کرد،حالا چه همراه همیشگی،چه موقت(نیمراه) برای تشخیص این وجه تمایز کافیه خوب به اطراف بنگریم،نه با چشم رفاقت و دوستی که چشم واقع بین رو کور کرده بلکه با دید ارزیابی و با دقت نظر.

با وجود این دقت نظر عیار همراهی دوستان مشخص میشه،دقت نظری که به زبان آوردنش مؤثر بر همدلی و همراهی است که یا در جهت تشدید رفاقت هاست و یا بر عکس؛نگریستن توأم با دقت و بازگو کردن دیده ها در اصل همان در نقش آینه فرو رفتن است در واقع دیدن و بی کم و کاست گفتن و نه دیدن و پنهان کردن ، که در اکثر مواقع این امر در روابط افراد سایه می اندازد و آنرا دچار پارادوکس می کند ؛همانا افرادی هستند که از این دیدن و پنهان کردن اطرافیان خود در عذابند و به ناچار به فکر تجدید نظر در روابط خود می افتند، آنها همواره نقد اطرافیان از خود را به چشم هدیه ای می نگرند ارزشمند،اما در مقابل افرادی که از هر گونه نقدی ولو کوچک گریزانند چه می توان کرد،شاید باید هر لحظه نگران آن بود که از دستت دلگیر نشوند.

شاید ساده لوحانه باشد که بخواهیم بدانیم عکس العمل ما در مقابل دیگرانی که از ما انتقاد می کنند چگونه است که مطمينا ً تا به حال ما تکلیفمونو در مقابل آنها میدونیم چه پذیرای نقد باشیم چه گریزان از آن ؛مسأله باقی مانده ،مسوؤلیت ما در قبال دیگران است ،آیا باید به دیدمون دقت رو تزریق کنیم برای به صدا در آوردن زنگ خطر برای اونی که جلومون نشسته یا نه شسته از هر گونه مسوؤلیت و عاری از هر نقدی نگه داریم که مترادف همون فرار از نقش آینه بودن است، فرار از شفافیت؛تو کدومو می پسندی؟ آنکه از شما می پوشاند حقایق رو؟ یا آنکه آینه وار و از روی حسن نیت بازگو می کند؟

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387  توسط محمد  |