تبليغاتX
ما سه نفر

چند روزي است که به بعضي از وبلاگ ها به صورت رندوم (انتخابي ) سر مي زنم بيشتر آنها مضموني در مورد عشق و شکست عشقي دارند واقعا جالب است محيط بلاگ ها محيطي براي ابراز عشق  و تنفر است و اين وسط يار (معشوق) با پيدا کردن سر نخ ها مي تواند عاشق را پيدا کند و گاهي به او برسد و گاهي هم ....

بعضي از اين متن ها نشان دهنده عشق آدم هاي متشخص است که تن به هر کاري نمي دهند و ميتوان اين را از شعر ها و ترانه هايي که انتخاب مي کنند فهميد.

برخي ديگر مربوط به ابراز تنفر از شخصي است که عاشق را رنجانيده البته درجه اين ابراز تنفرها متغير است ، عده اي مي خواهند انتقام بگيرند و عده اي هم با بخشايش جلو مي آيند.

عکس هاي عاشقانه نيز يکي ديگر از ويژگي اين وبلاگ ها است که بعضي خوش سليقه و خودشان خلاقانه دست به خلق يک عکس love مي زنند وبعضي نيز تنها به کپي کردن از سايت هاي ديگر بسنده مي کنند.

در کل اين محيط زيبا سبب شده که افراد زيادي چه با اسم مستعار و چه با اسم خودشان مشغول نوشتن شوند و نوعي درد و دل عمومي کنند.

شاید شما هم یکی از آنان هستید ....

در زیر یک نمونه عکس عاشقانه که یکی از دوستانم آن را درست کرده است می بینید.

 

نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388  توسط مرتضي  | 


 

سال نو شمسی را خدمت شما عزیزان تبریک عرض میکنم

امیدوارم خداوند در این سال شر اشرار را از زندگی ما دور کند.

با آرزوی سلامتی،‌ بهروزی ،شادکامی ،موفقیت و سالي بي تنش

 

 

نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388  توسط مرتضي  | 


سلام به خوانندگان محترم وبلاگ ما سه نفر

امروز وبلاگ ما يك ساله شد.

انگار همين ديروز بود كه شروع به وبلاگ نويسي كرديم چه زود گذشت...

نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387  توسط مرتضي  | 


دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود . موضوع درس درباره ی خدا بود . استادش پرسید : "آیا در کلاسکسی هست که صدای خدا را شنیده باشد ؟ "کسی پاسخ نداد.

 

استاد دوباره پرسید : " آیا کسی هست که خدا را لمس کرده باشد ؟ " دوباره کسی پاسخ نداد .

 

استاد برای سومین بار پرسید :  " آیا در کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد ؟ " برای سومین بار همکسی پاسخ نداد . استاد با قاطعیت گفت : " با این وصف خدا وجود ندارد " .

 

دانشجو به هیچ وجه با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند . استاد پذیرفت . دانشجو ازجایش برخاست و از همکلاسی هایش پرسید :

 

" آیا در کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد ؟ " همه سکوت کردند .

 

" آیا در کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟ " همچنان کسی چیزی نگفت .

 

"آیا در کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد ؟ "

 

وقتی برای سومین بار کسی پاسخ نداد ، دانشجو نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد.

نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387  توسط مرتضي  | 


بوی بارون،صدای رعد و برق،بعدش هم یه رگبار پراکنده و قایم باشک خورشید با ما،اونم با دم دستی ترین چیزی که می تونه پشتش قایم بشه.

این منظره و تصویر برام مثل یه آشنای دور افتاده شده،دقیق که میشم می بینم دیگه باید چی بشه تایه بار دیگه اون آشنای دور به عیادت بیاد و اون قال و قیل بچگی یه بار دیگه تکرار بشه.

دیگه آسمون اون رحمت همیشگیش رو که بی منت به سرمون ارزونی می کرد رو بی منت نمیده ، بهار همیشه برام یادآور رگبارهای گاه و بی گاهش بود، یا توی ذهن زیبای یه کودک این نزول زیبائی و برکت،طبیعی بود و فقط این زیبائی ها بودند که در ذهنش جای داشتند ؛یا چیزی غیر از نزول همیشگی و به موقع بارون نبود وشاید تو دنیای کودکی چیزی غیر از زیبائی نمی تونست وجود داشته باشه،شاید ذهن یه کودک به اقتضای جنسش که از نفس و دم الهی است و هنوز آلوده به پستی ها و حضیض های این دنیا نشده ،تعریفی از زشتی و بدی نداره و فقط ذهنش آماده پذیرش زیبائی هاست.

دیگه بارون به ندرت میاد،زیبائی ها انگشت شمار شدن،شاید دیگه این قشنگی ها طالب نداره،شاید آلوده شدیم به این پستی ها،دیگه دل و جونمون رو این زیبائی ها راضی نمی کنه،شاید هیجان روشنائی بعد از رفتن ابرها جای خودشو به دلمشغولی های دیگه ای داده،شاید...

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387  توسط محمد  | 


كسي آنجا نبود،چيزي ديده نميشد،همه رفته بودند،كجا؟ نميدانم،ولي آنجا تعطيل بود،انگار اصلا وجود نداشته،يعني بايد خداحافظي كرد،يعني اگر همه تعطيل باشند آنجا هم تعطيل است؟صبر صبر صبر

 

نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387  توسط مرتضي  | 


صندلي كناري من نشسته بود،بعد از دو سه ايستگاه با تكون هايي كه به خودش داد تو ذهنم تداعي كرد كه مي خواد چيزي بپرسه،منتظر بودم كه جوابشو بدم ،بر گشت گفت "ببخشيد"خواستم بپرسم بابت چي،تو دلم گفتم خوب سوالتو بپرس ديگه،اونم ديد من همينطور خيره بهش هيچي نميگم ادامه داد "ببخشيد جاتونو تنگ كردم وجاي زيادي گرفتم،بعد از يه لحظه دوزاريم افتاد،گفتم خواهش مي كنم مشكلي نيست،بنده خدا داشته چه عذابي مي كشيده كه يه خرده جا بيشتر گرفته و به خيال خودش جاي منو تنگ كرده،در حالي كه من اصلا متوجه هيبت مسافر كنارم نبودم و غرق افكار خودم بودم،شايد مي ديد يه پاي من بيرونه ازم عذر خواهي كرد.

بعضي وقتا دلمون مي خواد بدون به زبون آوردن كلامي حرفمونو به طرف مقابلمون بگيم كه اغلب به جايي نمي رسه،مسافر همراه من هم از اين قاعده مستثني نبود و مجبور شد بر خلاف ميلش حرف دلشو بزنه.

نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386  توسط محمد  | 


صبر: تحمل و بردباري،بالاترين جرأت و جسارت است. لويي پاستور

وجدان: احساس دل، بالاتر از منطق است. ژان ژاك روسو

خنده: خنده بزرگترين اسلحه در جنگ است. سقراط

عشق: عشق چراغ زندگي است. تاگور

خشم: به هنگام خشم، نه دستور، نه تصميم، نه تنبيه. حضرت علي(ع)

اميد: بشر وقتي اميد و رؤيايي نداشته باشد، مرده اي بيش نيست. سقراط

انسانيت: هر قدمي كه از خداوند دور شوي ده قدم از انسانيت دور شده اي. ايوان پاولوف

تدبير: تدبير قبل از كار تو را از پشيماني ايمن مي كند. حضرت علي(ع)

تجربه: آنچه از علم بهتر است " تجربه" است. حضرت علي(ع)

پيشرفت: پيشرفت و ترقي، ثمره نظم و ترتيب است. آگوست كنت

نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386  توسط مرتضي  | 


 

براي نشستن در هر جايگاهي بايد شخصيت در خور آن را تمرين كرد. آيا اين جمله را شنيده ايد كه انسان همان چيزي است كه خود فكر ميكند.

هر كس هر رتبه ،درجه و مقامي كه دارد خودش خواستار آن بوده است.

به قول معروف از ماست كه بر ماست.

البته شايد بعضي بگويند كه كارهاي ما در زندگي بستگي به اطرافيان دارد ، اين جمله نيز درست است ولي بدين معني نيست كه ما دست از تلاش برداريم. ما محصول تصميم هاي خود هستيم.پاسخ به اينكه چه نگرشي به زندگي داشته باشيم؟ و چه قانون هايي براي خود داشته باشيم؟ و چه قدم هايي براي آينده برداريم ؟ همان موفقيت است . اهداف بايد روشن باشد . زندگي شما خاص شماست. و اين شما هستيد كه حق داريد آن را هر طوري كه دوست داريد بسازيد و اگر ميبينيد كه اين زندگي آن چيزي نبوده كه در شأن شما باشد، پس بدانيد كه مقصر خودتان هستيد.

رويا هاي خود را پست، سخيف انتخاب نكنيد و زندگي خود را بر مبناي روياهاي ضعيف بنا نكنيد.

"رؤيا بيني هنر برجسته انسان هاي هميشه موفق تاريخ بوده است"

تصور رويا بايد هر چه واضح تر و روشن تر باشد رويا ها همان هدف هاي ما در زندگي هستند آينده از هم اكنون ساخته ميشود ( شايد آن شنبه همين امروز باشد)

خودمان فرمانده بازي زندگيمان هستيم پس بايد با انديشه، آرام آرام به سوي هدف مقابل برويم، نيروهايمان را متمركز كنيم و مصمم باشيم، تا امروز هم به سمت موفقيت پيش رفته ايم ولي از امروز مصمم تر و بانشاط بيشتر پيش ميرويم.اين بازي بدون زمان ادامه دارد، پس براي شروع اولين حركت را انجام بده

 " برنامه ريزي"

يك مثال براي روشن شدن مطلب مينويسم:

فرض كنيد معلمي از شاگردانش جواب ده سؤال سخت را براي فردا مي خواهد و يكي از دانش آموزان متوسط بدون دانستن سخت بودن سؤالات آنها را حل ميكند فردا روز همه تعجب ميكنند ولي اين واقعيت است كه تلقين به سخت و مشكل و مانع بودن چيزي سختي را 2 برابر ميكند راه حل مشكلات تدبير و انديشه و مشورت است. اين است فرق بين نوابغ و ديگران

 

 

نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386  توسط مرتضي  | 


ميزي براي كار

كاري براي تخت

تختي براي خواب

خوابي براي جان

جاني براي مرگ

مرگي براي ياد

يادي براي سنگ

اين بود زندگي

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386  توسط محمد  | 


به جهت دسترسي آسان خوانندگان به جديدترين و پربيننده ترين و

 

 بهترين خبرها و مقاله ها مدير وبلاگ در سمت چپ وبلاگ با عنوان

 

 لينك هاي امروز آنها را ميگنجاند،اميدوارم كه مقبول واقع شود،

 

پيشاپيش از ارائه نظر شما متشكرم.

این قابلیت برای دیگر نویسندگان هم فعال شد.

نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386  توسط مرتضي  | 


واتیکان کانون مرکزی کلیسای کاتولیک، "راهنمای کمک های روحی – روانی در خیابان" را اخیراً منتشر کرده است.
ادامه مطلب...
نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386  توسط مرتضي  | 


سلام اين وبلاگ در روز ۱۷ مرداد ۱۳۸۶ توسط ما سه نفر راه اندازي شد.
نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386  توسط مرتضي  |