احتياجات بشر در آب و نان و جامه و خانه خلاصه نمیشود ، يك اسب و يا يك كبوتر را میتوان با سير نگهداشتن و فراهم كردن وسيله آسايش تن ، راضی نگه داشت . ولی برای جلب رضايت انسان ، عوامل روانی به همان اندازه میتواند موثر باشد كه عوامل جسمانی .
حكومتها ممكن است از نظر تامين حوائج مادی مردم ، يكسان عمل كنند ، در عين حال از نظر جلب و تحصيل رضايت عمومی يكسان نتيجه نگيرند ، بدان جهت كه يكی حوائج روانی اجتماع را برمیآورد و ديگری برنمیآورد .
يكی از چيزهائی كه رضايت عموم بدان بستگی دارد اينست كه حكومت با چه ديدهای به توده مردم و به خودش نگاه میكند ؟ با اين چشم كه آنها برده و مملوك و خود ، مالك و صاحب اختيار است ؟ و يا با اين چشم كه آنها صاحب حقند و او خود تنها وكيل و امين و نماينده است ؟ در صورت اول هر خدمتی انجام دهد از نوع تيماری است كه مالك يك حيوان برای حيوان خويش ، انجام میدهد ، و در صورت دوم از نوع خدمتی است كه يك امين صالح انجام میدهد ، اعتراف حكومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عملی كه مشعر بر نفی حق حاكميت آنها باشد ، از شرايط اوليه جلب رضا و اطمينان آنان است .
![]()
حرف زدن درباره آدم ها وقضاوت در مورد آنها يکي از سخت ترين کارهاي جهان است
چرا قضاوت سخت است؟
ما بر چه اساسي قضاوت مي کنيم؟
حواس آدمي در اين مسئله چه نقشي دارد؟
آيا براي قضاوت به اين ضرب المثل "شنيدن کي بود مانند ديدن" مي توان اتکا کرد؟
آيا ميتوان پاي LCD کامپيوتر يا تلويزيون نشست و قضاوت کرد؟
مشاهده هميشه مبتني بر ديدگاه فرد است يعني ممکن است کسي با ديدگاه x وجود داشته باشد و کسي با ديدگاه y براي همين قضاوت هاي آنها نيز متفاوت است.
ولي کدام قضاوت درست است؟
آيا بايد قضاوت نکرد؟
آيا با قضاوت نکردن دچار ابهام و نوعي سردرگمي نمي شويم؟
اين روزها بازار شايعات داغ است، پس درست قضاوت کنيم.
.
پي نوشت:
در همين مورد در اين وبلاگ : قاضي هاي عجول
دوستان در اين مورد بيشتر صحبت مي کنيم لطفا نظرات خود را بنويسيد.
ديگر شعار "زنده باد مخالف من هم" در اين دوره فايده ندارد چون مخالف در مواردي مانند عقيده ، سياست ، باور ، نظر و امثال اين مخالف است نه در اصول اخلاقي مانند راست گويي، يک رنگي، درستي، احترام و ....
اينجا مشخص است هر کس که آن ورخط قرار دارد مخالف تمام اين اصول ارزشمند است و براي رسيدن به اهداف خود دست به تمامي متضاد هاي اين اصول يعني دروغگويي، ريا، تقلب، توهين و... مي زند.
مقاله جالب و آموزنده اي در مورد تشخيص (دروغگو) خواندم که حيفم آمد شما آن را نخوانيد:
هشدار: گاهی اوقات، نادانی بهتر است. بعد از به دست آوردن این علم، ممکن است با فهمیدن اینکه کسی به شما دروغ می گوید، آزرده خاطر شوید.
علائم دروغگویی
زبان بدن دروغگويي:
- حالت فیزیکی فرد محدود و خشک می شود، دست ها حرکت چندانی ندارند. سرعت حرکت دست ها و پاها حین دروغ گفتن کندتر می شود.
- کسی که دروغ می گوید، از برخورد چشمی با شما اجتناب می کند.
- دروغگو دست های خود را به صورت، گلو یا دهانش می مالد. لمس کردن یا خاراندن بینی یا پشت گوش هم اتفاق می افتد.
ژست های احساسی و تناقض
- زمان و مدت ژست ها و حالات احساسی سرعت عادی خود را از دست می دهد. ابراز احساسات با تاخیر مواجه می شود و ممکن است طولانی تر از حالت عادی ادامه پیدا کند و بعد ناگهان متوقف شود.
- زمان بین ژست های احساسی و کلمات متناقض است. مثلاً کسی وقتی هدیه ای دریافت می کند می گوید، "خیلی دوستش دارم." و بعد از گفتن جمله لبخند می زند به جای اینکه همزمان با گفتن جمله این لبخند را نشان دهد.
- ژست ها و حالات با بیانات لفظی مغایر است. مثلاً وقتی می گوید، "دوستت دارم" اخم می کند.
- وقتی فرد قصد وانمود کردن حالتی دارد، حالات او به حرکات دهانی محدود می شود به جای اینکه کل چهره او را تحت تاثیر قرار دهد. مثلاً وقتی کسی به حالت طبیعی لبخند می زند، این لبخند روی کل صورت او تاثیر می گذارد.
تعاملات و واکنش ها
- فرد مرتکب دروغگویی، حالت دفاعی به خود می گیرد. فرد معصوم چنین واکنشی نخواهد داشت.
- فرد دروغگو در مواجهه با فرد مقابل خود که از او بخاطر دروغش پرس و جو می کند، احساس ناراحتی می کند و ممکن است سر یا بدنش را از او برگرداند.
- فرد دروغگو ممکن است ناخودآگاه اشیائی (کتاب، فنجان قهوه و امثال آن) را بین شما و خودش قرار دهد.
زمینه لفظی و محتوا
- دروغگو ممکن است از کلمات خود شما برای پاسخ به سوالتان استفاده کند. وقتی از او می پرسید، "آخرین شیرینی را تو خوردی؟" دروغگو جواب می دهد، "نه من آخرین شیرینی را نخوردم."
- دروغگوها گاهی اوقات با بیان عبارات و جملات مستقیم از بیان دروغ اجتناب می کنند. به جای اینکه مستقیماً چیزی را رد یا انکار کنند در لفافه سخن می گویند.
- فرد متهم به دروغگویی معمولاً بیشتر از حد طبیعی حرف می زند و برای متقاعد کردن شما جزئیات غیرضروری به آن اضافه می کند. آنها از سکوت و مکث میان صحبت ها احساس ناراحتی میکنند.
- دروغگو با لحنی یکنواخت و خسته کننده حرف می زند و معمولاً از ضمایر استفاده نمی کند.
- کلمات او به آهستگی بیان می شوند و گرامر و ساختار جمله هایش ممکن است مشکل دار باشد.
سایر علائم دروغ:
- اگر باور دارید که کسی دروغ می گوید، موضوع صحبت را سریع عوض کنید. فرد دروغگو خیلی از این مسئله استقبال می کند و بحث جدید را با آرامش و اشتیاق بیشتری دنبال خواهد کرد. فرد دروغگو علاقه زیادی به عوض شدن بحث دارد درحالیکه کسی که حقیقت می گوید از این تغییر ناگهانی موضوع بحث گیج می شود و دوست دارد که بحث قبلی را باز دنبال کند.
- دروغگو برای اجتناب از یک موضوع خاص به شوخی و خنده روی می آورد.
نکات پایانی:
مشخص است که داشتن یک یا دو مورد از این علائم کسی را دروغگو نمی کند. رفتارهایی که در بالا ذکر شد را باید درمقایسه با رفتارهای نرمال شخص مورد نظر بسنجید.
پي نوشت:
در همين مورد در اين وبلاگ:فضیلت های غیر اخلاقی(دروغ)

