|

اگر شخصي، گروهي،حزبي نتواند آزادانه مجال بيان عقايد و اهداف خود را پيدا كند،واقعيت وجودي آنها در حالت پنهان،نهفته به دور از چشم ها خواهد بود.مثال بارز اين گفته گروهي بودند كه دوم خردادي ناميده ميشدند. همچنين تحولات درون يك سيستم نيز ميتواند فرصتي براي يك گروه خاص باشد.در زندگي اگر فرصت شغلي را از دست بدهيم ميتوانيم فرصت بعدي را امتحان كنيم ولي در سياست؟در نظام ايران فرصت كمي براي گروه اندكي بوجود آمده تا منتقد دولت امروز باشند و مجلس جديد را بسازند،اگر من و شما اين فرصت را به خاطر تحت تاثير حرف هاي ديگران قرار گرفتن از دست بدهيم آينده پيشرو خود را نابود كرده ايم.يكي از بهترين تعابير در مورد فرصت را حضرت علي(ع) دارد كه فرصت ها را به ابرهاي آسمان تشبيه ميكند كه سريع ميروند. و از دست دادن آن را به اندوهي گلوگير تعبير ميكند.
ادم:خدایا حوا را ببخش...غلط کرد...()خورد...
حوا:ول کن بابا بیا بریم زمین.میگن اونجا چیزای باحالی داره...
ادم:چی چی بریم،بدبخت می شیم
جبرییل:شما را بر زمین می فرستیم.
ادم:یه لحظه صبر کنید،من توضیح میدم...
جبرییل:برو بینیم بابا.
راوی:و خداوند ان دو گنه کار بی عقل را به زمین فرستاد تا در سختی زندگی کنند.
ادامه مطلب...

....cooming soon
پاتوق كه نام ستوني موضوعي در نشريه وبلاگي ما سه نفر است و با پيشنهاد دوستان(تاريخ آغاز 06/07/86) شروع شد به لطف خدا به عدد ده رسيد. تا به حال در مورد ده موضوع متفاوت مطالب گوناگوني در اين وبلاگ نشر پيدا كرده است كه ما را با انديشه هاي يكديگر آشنا مي كند خوانندگان گرامي ما منتظر نظرات شما هستيم تا پاتوق به عدد 100 برسد.
1.پاييز![]()
2.مرگ
3.غرور
4.انتظار
5.جسارت
6.اعتماد
7.دانشجو
8.قضاوت
9.آرزو
10.عدالت

از مبارزات و ايثارهاي علي در سالهاي نخستين بعثت پيامبر و هجرتش به مدينه و بيست و پنج سال تحمل و سكوت سنگين و عبرتانگيز او كه بگذريم؛ اكمل عدالت گستري در تاريخ بشريت را در چهره او و حكومت ديني پنج سالهاش ميبينيم.
برادرش عقيل كه به راستي در اداره زندگي عيالواريش محتاج است به او مراجعه ميكند. علي خليفه است و اموال و داراييها در دست او، در برابر تمناي كمكخواهي عقيل، ميله آتشين و گداخته را در دست برادر نابينايش ميگذارد و از او جويا ميشود كه آيا به سوختن علي در نار دوزخ براي كمك به خويشاوندانش از بيتالمال رضايت ميدهد؟
عدل علي آنچنان سخت است كه برادرش از او رويگردان ميشود و به خصم او معاويه پناه ميآورد. بايد درس مراعات حقوق مردم را از علي گرفت كه در برابر طلحه و زبير و خواهش آنها در فزونخواهي، با خاموش ساختن شمع بيتالمال و روشن كردن شمع خانه خود، ناگفتهها را به نيكوترين شيوه بيان كرد و راضي به تمكين اين خواستههاي نابجا نشد، هر چند طلحه، طلحهالخير باشد و زبير پسر عمهاش و هر دو از شخصيتهاي قابل احترام و محبوب پيامبر و حتي از حاميان علي در ثقيفه و كمككنندگان به خلافتش پس از عثمان و آنقدر مطرح كه خودشان نيز نامزد خلافت پس از عمر باشند .
در حكومت علي، واليش همان سه درهمي ميگيرد كه غلامش از بيتالمال ميگرفت. علي امام و خليفه مسلمين است ولي در زندگيش به نان جوين بسنده ميكند وعمارتش را در كوفه، محقر بنا مينهد. به او خبر ميدهند كه والي و كارگزارش در بصره در يك جشن عروسي حضور پيدا كرده كه سفرهاش رنگارنگ بوده و فقط اعيان و متمكنين در آن حاضر بودند، بدو نامه مينويسد و او را مورد نكوهش قرار داده و عزلش ميكند.
آيا دروغ بود عدالت/ دروغ بود عشق/ و مرداني كه به آسمان رسيدند؟/ اي شهر چگونه پلكهايت را بستهاي/ بر رقص عروسكها/ وقتي مردان رستاخيز تعظيم ميكنند/ و بزرگ ميشوند و بر برگه حقوق نماز وحشت ميخوانند
سلام، آقاي شعار/ سلام، آقاي هوار/ سلام، آقاي سه طبقه/ آقاي شش طبقه/ آقاي نه طبقه/ آقاي محلل/ سهام كارخانهات چند صد ميليارد؟
ايشان فرزند فلانياند!/ قبول كن به عدالت نميرسيم/ از دست تولههاي خرس!
به اميد روزي كه عدالت حكمفرما شود نه...

ما در نهایت بی عدالتی پای صندوق های قلابی رای می رویم و انتخاب بی انتخابی می کنیم.فرد نا عادل روی کار می ایدو تمامی عقده ها و گره های زندگی خود و بی عدالتی درگیر شده به ان را از حلقوم من و تو بیرون می کشد و پس از چند سال،صحنه ی بی عدالتی های ایران را ترک می کند تا ایران در اتش بی عدالتی همچنان شعله ور بسوزد،بگذریم که در این اتش ما می سوزیم نه هیچ کس دیگر.
چندی پیش مطلب جالبی را خواندم از ابر مرد قانون،افلاطون.شخصیت افلاطون هنوز مورد بحث و موشکافی قرار دارد ولی چون با بی عدالتی بزرگ شده ام،نتوانستم سر از حرف هایش در بیاورم و فقط بسنده می کنم به یک جمله ی بسیار زیبا و غنی از وی.چهار صفت ادمی را بس است:یکی خرد و دیگری شجاعت،اعتدال و سرانجام عدالت.
از نظر افلاطون عدالت یعنی فهمیدن معنای دو کلمه ی متضاد دادگری و بیدادگری.حاکم مورد اطمینان مردم دادگری می کند از مظلوم و حاکم ستمگر بیداد می کند.حال پا را فراتر می گذاریم و به بحث در مورد اندیشه ها و عقاید حضرت علی (ع)می پردازیم.علی (ع)با درخواست و اجبار کوفیان در راس حکومت قرار گرفت.شروطی که در ابتدا بیان نمود تماما بوی عدالت و بهره مندی همه جانبه ی مردم از خزانه ی مملکتی می داد.علی حکومت را پذیرفت نه به خاطر اینکه فقرای شب زنده دار و منتظر به دستان او بهره گیرند،بلکه حکومت را پذیرفت تا عدالت را به حاکمان و فرمانروایان ممالک مختلف بیاموزد.دانشگاهی که علی به همت طرفدارانش بازگشایی کرده بود دیری نپایید که از سوی برخی نا عادلان تخریب شد و ما ماندیم و کتاب ها و سخنانی که هنوزم که هنوزه به خود جامه ی عمل نپوشیده است.
هر کس ز خزانه برد چیزی گفتند مبر که این گناه است
تعقیب نموده و گرفتند دزد نگرفته پادشاه است.



