تبليغاتX
ما سه نفر

با شنيدن كلمه عدالت هميشه بياد اين كلام حضرت علي(ع) مي افتم كه "در جائي كه بخشش هست،عدالت وجود ندارد" اين كلام مي رسونه كه توي هر جامعه اي كه بخشش وجود داشته باشه عدالت از آن جامعه رخت بر بسته چه برسه به جامعه اي كه بخشش در آن به صورت عرف در آمده باشه،كه ميشه جشن ها و مراسم هائي كه در ايام مختلف و به مناسبت كمك به مستضعفين در كشورمون برگزار ميشود را از مصاديق همين بخشش ها دانست،در واقع اين جشن ها نمادي از بي عدالتي در جامعه را به رخ مي كشد.

با وجود عدالت هرمخلوقي كه در هستي وجود دارد(تمامي كائنات و آسمانها و زمين و...) در جاي خود قرار دارد وبا وجود بخشندگي آنها را از جاي خود خارج مي كند پس عدالت برتر از بخشندگي است.

از مؤلفه هاي اصلي عدالت بايد به توزيع عادلانه امكانات مادي و معنوي اشاره كرد،امكانات مادي شامل ثروت وامكانات معنوي شامل كسب علم و دانش و امكان برخورداري مساوي همه افراد از قدرت و اطلاعات است كه در اين صورت جنس و نژاد و مذهب ِبرتر وجود نخواهد داشت چرا كه همه انسانها از لحاظ فطرت دروني برابرند.

مطلب ديگري كه با شنيدن لغت عدالت به ذهن خطور ميكند حديث قدسي است كه مربوط به ظهور حضرت ولي عصر (عج) مي شود كه جهان بوسيله حضرتش از هر گونه زشتي و ستم پاكيزه مي شود و هيچ كس به ديگري ستم نمي كند و عدالت بر پا مي شود در نتيجه عدالت و ستم هم زمان با وجود نخواهد داشت و از بين بردن ظلم و ستم در روابط و جوامع انساني از جلوه هاي عدل است.

نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386  توسط محمد  | 


نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386  توسط مرتضي  | 


 

 

آرزو و تخيل و رويا و هرچه كه اسم آن را بگذاريم باعث تغيير روحيه واحساس شادابي ما ميشود،اين را من نميگويم بلكه در خبري كه چند روز پيش در سايت ايسنا خواندم دانشمندان  ميگويند:

"نتايج تحقيقات اخير نشان مي‌دهد؛ وقتي افراد در تخيل خود بلند پروازي مي‌كنند، زندگي آنها از سلامت بيشتري برخوردار مي‌شود."

ولي آيا در اين دوران سخت كه هيچ آينده اي نمي توان براي خود پيش بيني كرد ميتوان با فراغ بال آرزو كرد.

ادامه خبر را ميخوانم و در احوالاتم غرق ميشوم:

" به گزارش سرويس بهداشت و درمان خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از خوزستان، نتايج يك تحقيق در كالج دارتموت نشان داد: هنگام خيال پردازي، مغز ما در حال انجام يك كار بسيار مهم است.

در اين مطالعه محققان سعي كردند با استفاده از عكس‌برداري از مغز دريابند، هنگامي كه فرد در حال خيال پردازي است دقيقا چه اتفاقي مي‌افتد.

دكتر آوروم جورين ريس، متخصص روانشناسي در آتلانتا، اظهار داشت: زماني كه مغز به علت خيال پردازي فعال نيست، امور بسيار مهمي در آن پردازش مي‌شوند.

اين متخصص، براي درمان بيمارانش از روش خيال پردازي استفاده مي‌كند. "

بيشتر نويسندگان بزرگ دنيا خيال پردازاني بودند كه آن چيزي را كه نميتوانستند در واقعيت براي خود تصور كنند در ذهن خود مي ساختند. رمان ها و داستان هاي زيبايي خوانده ايم كه اين مسئله در آنها به روشني ديده ميشود.

دانشمندان همچنين مي‌گويند؛ وقتي ذهن فرد در حال پرداختن به تخيل است از واقعيت فاصله مي‌گيرد و آينده‌اي درخشان براي خود تصور ‌كرده و در واقع باعث شادي بيشتر خود مي‌شود. همين امر اضطراب و فشار رواني را از فرد دور مي‌كند.

تا وقتي كه آرزو بر جوانان عيب نيست آرزو كنيد.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386  توسط مرتضي  | 


 

پيرمرد خود را جلوي اينه رسانده بود.بعد از مدتها دوباره خود را در اينه مي ديد.از اخرين باري که خودش را در اينه ديده بود تقريبا سي سال مي گذشت و ان چهره کجا و اين چهره کجا.چشمانش را بسته بود و دلش مضطرب بود.مي ترسيد ديدگانش را باز کند تا شاهد چهره اي ديگر باشد.درافکارش مدام صحنه هاي چند سال پيش را مرور مي کرد و عرق سردي روي پيشاني اش نشسته بود.وقتي از اين افکار فارغ شد، تصميم گرفت چشمانش را باز کند ولي باز هم محتاط بود.پسرک جواني بيست و اندي ساله ناگهان در را باز کرد، پيرمرد بي اختيار چشمانش را باز کرد.چهره ي شاداب سي سال پيش خود را ديد. پسرک با جسارت تمام و بدون سلام کفش هايش را از پا دراورد و جلو امد.پیرمرد سلام داد،پسرک با بی اعتنایی از مقابلش رد شد.این حرکات برای پیرمرد تکراری بود و بیشتر از این هم انتظاری از پسرک نداشت.تصمیم گرفت دوباره به سمت اینه برود.چشمانش را بست.از ده شمرد .به چهار که رسید،دخترک جوان سلام کرد.پیرمرد با شعفی فراوان چشم باز کرد و سلام داد و دخترک را در اغوش گرفت.دخترک بلافاصله از اغوش پیرمرد جدا شد و پولی را که روی میز مطاله اش بود برداشت و رفت.هنوزپیرمرد از دیدن دخترک سیر نشده بود.اندکی در فکر فرو رفت و خواست فکر در اینه دیدن خود را از سرش بیرون کند که نتوانست.دوباره برگشت و این بار چشمانش کاملا باز بود.چین و چروک های روی پیشانی اش را شمرد،موهای سپیدش را نتوانست بشمرد چون تعدادشان از انگشتان دستش خیلی زیاد بود.صحنه های سی سال پیش جلوی چشمش بود.ضربان قلبش را نمی توانست بشمرد.به تفاوت ها می نگریست.به نسل ها فکر می کرد.به انقلابی که خود در ان حضور داشت و به این انقلابی که بی صدا جوانک های امروزی کرده اند.به ارزوها می اندیشید،سی سال پیش چه ارزوهایی در سر داشت و امروز چه ارزوهایی در سر دارند.پیرمرد غمگین بود از اینکه جوانی ان سالهای خود را به پای انقلابی گذاشته بود که الان حتی اسمی هم از ان باقی نمانده است.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386  توسط نادر  | 


 

شايد وقتي ازم بپرسن آرزوت چيه،در جواب يه چيزائي بگم،كه يا از سر بي تفاوتي و بي حوصلگي يا از سر عجله،اما مطمئنا ً وقتي خوب فكر مي كنم مي بينم در اكثر اوقات ما در به سؤال درباره آرزوهامون به دلايلي جواب حقيقي رو نمي ديم يا اگر حداقل جوابمون حرف دلمون باشه وحقيقي،آرزوهاي ناقصي مي كنيم؛مثلا ًدر مورد خودم و هم سن و سالهاي خودم تو مقوله ي كسب علم،بجاي اينكه رسيدن به كنه علم و شناخت از دنياي اطراف آرزومون باشه رسيدن به يك مدرك آرزو شده،يا وقتي از يه بچه مي پرسي آرزوت چيه شايد در نهايت بگه من يه اتاق پر از شكلات مي خوام (كه از آرزوهاي دوران بچگي خودم بود) ولي هيچ وقت نميگه "من يه كارخونه شكلات سازي مي خوام".

كاش آرزوهامون كامل باشه،ما كه داريم آرزو مي كنيم چه بهتر كه آرزوهامون تموم نشدني باشه؛حالا كه به اين نتيجه رسيديم كه بايد آرزو كامل باشه و تموم نشدني،دست يافتني بودن اونم مطرح ميشه،واقعا ً اين مهم نيست به آرزومون برسيم يا اينكه ما فقط آرزوهايي رو تو ذهنمون مي پرورونيم و مهم نيست بهش برسيم و شايد افرادي باشند كه آرزو براشون جنبه دست نيافتني اش مهمه و آرزويي كه دست يافتني باشه ديگه براشون آرزو نيست و ارزش آرزو رو توي دست نيافتني بودنش ميدونن،اين افراد بيشتر از روي احساس آرزو مي كنن تا از سرمنطق،كه منطقي ها براي رسيدن به آرزوهاشون با هدف قرار دادن اون تمام برنامه هاشون رو در رسيدن به اون آرزو مي چينند و قبل از مرگ به آرزوشون مي رسند.

با هزار اميد به آرزومون مي رسيم اما با به واقعيت بدل شدنش اظهار پشيموني مي كنيم و متوجه ميشيم كه اصلا ًبراي اون آرزو ساخته نشديم و به كل اشتباه آرزو كرديم؛ يا شايد به آرزومون برسيم اما متوجه اين تحقق نميشيم،شايد از فرط ناچيزي و كوچكي شون باشه.

به نظرت كسي پيدا ميشه كه آرزويي نداشته باشه،اگه چنين كسي وجود داشته باشه سخت در اشتباهه و چه بهتره كه هميشه ليستي از آرزهامون رو هميشه همراهمون داشته باشيم تا اگر يه پري جلومون ظاهر شد و گفت زود،تند،سريع يه آرزو كن،كم نياريم.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386  توسط محمد  | 


 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386  توسط مرتضي  | 


خبرهايي که از ستادهاي اجرايي و نظارت مي رسد، چنانچه پيش بيني مي شد، حکايت از ردصلاحيت گسترده حزبي و جناحي جريان اصلي اصلاح طلبي دارد. لااقل چنانچه معلوم شده است افراد نامدار مورد علاقه و شناخت مردم در سطح گسترده يي حذف شده اند. طراحان اينچنين وضعيتي حامل اين پيام براي اصلاح طلبان هستند که اجازه ورود دوباره به حاکميت و قدرت به هر شکل ممکن به آنها داده نخواهد شد. اين پيام توسط سطوح مختلف و با مضامين گوناگون از سوي دست اندرکاران حکومت در طول چند ماهه اخير داده شده است. اولين گام جدي براي نيل به اين هدف نيز در ردصلاحيت ها جلوه کرده است. راه هاي بعدي هم البته وجود دارد. بهترين پاسخ و هديه يي که محافظه کاران براي در دست داشتن يکپارچه حاکميت در انتظار دريافت آن هستند، تحريم انتخابات توسط جناح اصلاح طلب و طبعاً بسياري از مردم است که راه را براي ورود اقتدارگرايان به مجلس هموار مي کند و زمام قدرت را در دست آنان باقي نگه مي دارد. اين در حالي است که خود جريان محافظه کار به خوبي مي داند که به دليل مشکلات فراوان سياسي و اقتصادي و اجتماعي و ناکامي دولت در حل مشکلات کشور، شرايط براي راي آوري اصلاح طلبان از هميشه بهتر و آماده تر است. محافظه کاران هم فهميده اند که مردم در اين دوره به چند دليل اقبالي به ليست آنان نخواهند داشت و اگر اصلاح طلبان با تابلوي حمايت از چهره هاي محبوب و مورد علاقه مثل آقاي خاتمي و ديگر بزرگان اصلاحات در صحنه حاضر شوند و از کانديداهايشان پشتيباني کنند، راي قابل توجهي را خواهند داشت؛

1- خيلي ها که در انتخابات قبلي سخت از تحريم طرفداري مي کردند، فهميده اند که
تحريم نتيجه يي جز به قدرت رساندن محافظه کاران ندارد.
به نظر مي رسد عده قابل توجهي از تحريمي ها از اين ديدگاه خود برگشته باشند؛ که اگر چنين باشد، معادله راي به نفع اصلاح طلبان تغيير جدي خواهد کرد. آدم هاي بي هويتي هم که در طول اين سال ها منتظر کمک هاي خارجي بودند، حتماً تاکنون فهميده اند که در جهان هيچ دولت قدرتمند يا حتي ضعيفي به فکر مردم کشورهاي ديگر نيست و مصلحت هر مردمي با راي و نظر خود آن مردم حتماً رقم خواهد خورد. بيگانگان در هيچ جاي دنيا جز نکبت و آوارگي چيزي براي هيچ ملتي به ارمغان نياورده اند. اين را امريکايي ها بهتر از ديگران مي دانند که در آستانه انتخابات از جريان اصلاح طلبان دنيا حمايت مي کنند تا محافظه کاران زمينه راي بهتري داشته باشند.

2- عده فراوان تري که در جامعه سياسي نيستند و مباحث معيشتي براي آنان از اهميت اول برخوردار است و خيلي هايشان به همين اميد حتي به آقاي احمدي نژاد براي زندگي بهتر و راحت تر راي دادند، وقتي نتيجه رفتار دولت را در زندگي شخصي و معيشت خود ديده اند و تورم و گراني را حس کرده اند، بسيار علاقه مندند در روند تصميم گيري هاي کلان تغييري بدهند و کشور را از اين مشکلات نجات دهند. به همين دليل به ليستي غير از ليست وابستگان به جريان طرفدار دولت و اصولگرايان و محافظه کاران گرايش پيدا کرده اند.
براي آنها اسامي مهم نيست. تغيير روش و جهت و عدم موفقيت آنان در انتخابات پراهميت است.

3- شايد در داخل گروه هاي اصلاح طلب تاکيد بر افراد حزبي، پراهميت باشد و وقتي افراد حزب و جريان آنان تاييد نشده باشند قصد قهر کردن و به هم ريختن ميز را داشته باشند، اما چنانچه اشاره رفت اين حساسيت مردم نيست. بايد جريانات سياسي اصلاح طلب اين ظرفيت را داشته باشند که به عنوان پيشگامان جامعه هديه ارزشمند قهر و تحريم را که جناح محافظه کار با کم شدن تعداد راي دهندگان و پيروز شدن آنها با راي سنتي در اختيار دارند، به آنها تقديم نکنند. اين خواست عمومي مردم از جريانات اصلاح طلب است.

4-
انتخابات مجلس قطعاً تعيين کننده رياست جمهوري است. نبود اصلاح طلبان در انتخابات مجلس به از دست دادن کرسي رياست جمهوري مي انجامد. پس حضور در انتخابات مجلس در حقيقت آمادگي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري است. اين را بايد جريانات سياسي مورد توجه قرار دهند.

5-
به نظر مي رسد مردم واقعيات موجود در کشور را فهميده و لمس کرده اند. اين بار توقع حداکثري ندارند
. صرف حضور افراد ديگري غير از مجموعه حاميان سياست هاي مشکل آفرين جناح راست، در مجلس شوراي اسلامي نياز مقطعي آنان است.

با اين مقدمات وقتي خيلي ها در مجموع جريان حاکم بارها با زبان هاي ديپلماتيک وغيرديپلماتيک اعلام مي کنند که اصلاح طلبان در اين انتخابات نبايد به قدرت برسند، جريان اصلاح طلبي نيز بايد با هوشمندي کامل راه را بر اين خواست اقتدارگرايان سد کند. معناي کار سياسي و همراهي با مردم اين است. اعتراضات فراگير به ردصلاحيت هاي اصلاح طلبان اصلي است مقبول و همه هم اعتراض کرده اند.

اما اعتراض کوتاه مدت و بي توجهي محافظه کاران و به دست آوردن قدرت يک رسم ديرين اين سال ها در آستانه انتخابات شده است. راه پيشنهادي اين است که اصلاح طلبان تمام تلاش خود را براي بازگرداندن چهره هاي سرشناس خود از طريق گفت وگو، لابي و از مسير تنگ و مشکل مباحث قانوني انجام دهند اما اگر نتيجه نداد که معمولاً نتيجه نمي دهد، در سراسر ايران غير از سرشناساني که احتمالاً تاييد صلاحيت شده باشند از ميان افراد ناشناس هم که شده ليست کاملي که تنها وابسته به جناح مقابل نباشند و حداقل اصول اصلاح طلبي را داشته باشند، برگزينند و به مردم معرفي کنند.

البته اين کار ممکن است که در مواردي به دليل عدم شناخت مردم و نبودن رسانه آرا را کم کند اما وحدت اصلاح طلبان مي تواند تا حدودي اين مشکل را جبران کند و مهم تر آنکه به اقتدارگرايان ثابت کند به رغم همه مشکلات ناشي از ردصلاحيت هاي غيرجوانمردانه و جناحي و عدم رضايت از حضور اصلاح طلبان در انتخابات، اصلاحاتي ها در پاسخ به خواست عمومي مردم صحنه را براي محافظه کاران خالي نمي گذارند و براي آينده ايران در اين شرايط خطرناک تن به تحريم و کناره گيري از انتخابات که خواست آنان است، نخواهند داد. تحريم و دلزدگي و عدم شرکت در انتخابات کادوي گران قيمتي است که مردم و اصلاح طلبان در هيچ شرايطي نبايد به آدرس دفتر محافظه کاران پست کنند. تحريم و کناره گيري آسان ترين راه است که مردم توقع ندارند به جاي راه سخت مقاومت و اصلاح نظام از درون به آن راه ساده و راحت تن بسپارند و مهم تر اينکه با اين کار راه را براي به دست آوردن کرسي رياست جمهوري که در تعيين و تغيير سرنوشت مردم دردکشيده ايران يک ضرورت انکارناپذير است، باز مي کنند.

نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386  توسط مرتضي  | 


نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386  توسط مرتضي  |