نازنین مریم
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است.
درگذشت "محمد نوری" خواننده و هنرمند قدر ایرانی رو تسلیت می گم. روحش شاد.
یادداشت های سه دانشجو
پرواز را به خاطر بسپار پرنده رفتنی است.
درگذشت "محمد نوری" خواننده و هنرمند قدر ایرانی رو تسلیت می گم. روحش شاد.
قبل از آغاز جامجهانی مولر و بادشتوبر بازیملی نداشتند. امثال آگو، نوئر، بواتنگ و کروس هم كمتر از 5 بار پیراهن تیمملی را پوشیده بودند اما امروز تك تك آنها به اندازه 10سال کسب تجربه کردهاند. بزرگترین دستاورد آلمان از این جامجهانی خودباوری و کسب تجربه برای جوانان بود. جام 5976 گرمی ارزشی به مراتب کمتر از این دارد. 10 سال بعد فان بومل، فورلان، پويول، کاسیاس، ژاوی و خیلی ديگر از حاضرین این نیمهنهایی بازنشست شدهاند. فرانسه و ایتالیا باید یک نسل تازه بسازند. برزیل و آرژانتین هم با این آزمون و خطا به جایی نمیرسند. هلند تنها تیمی است که میتواند جلوی آلمان قد علم کند اما «الیارو الیا» کجا و «توماس مولر» کجا. فاندرویل کجا و فیلیپ لام کجا ...
آینده از آن آلمان است. آنها حالا تجربه هم دارند. باید قبول کرد که موفقترین تیم آنها هستند. چه قهرمان شوند و چه نشوند. این طور نیست؟

سال صبر و استقامت بر شما سبز اندیش مبارک باد.
حسینیان: قطعا موافقم (اصلا ما برای همین اینجاییم!) فقط یه نکته ای رو عرض کنم که ...
بروجردی: بله، بنده در موافقت با صحبت های شما باید بگم که ...
حسینیان: کاملا موافقم! بنده یاد یه مطلبی افتادم ، یک روزی ...
بروجردی(رو به مجری) : چقدر این آقای حسینیان وقتی یاد یه مطلبی می افته جذاب می شه... موافقی؟
مجری: موافقم!
حسینیان: خوشحالم که موافقین!
بروجردی: منم موافقم که خوشحالین!
مجری: حالا که اینقدر با هم موافقیم موافقید که...
حسینیان: موافقم!/ مجری: هنوز که نگفتم، با چی موافقید؟!
بروجردی: منم با آقای مجری موافقم؛ جدا شما با چی موافقید؟
حسینیان: من کلا موافقم!
مجری: آهان! می خواستم بگم موافقید بینندگان از طریق پیامک موافقت خودشون رو اعلام کنن؟
بروجردی: مگه همین که ما با هم موافقیم کافی نیست؟!
حسینیان: موافقم!
بروجردی: دیگه با این موافقتت حال منم بهم زدی!
مجری: دوستان موافقتتون رو از دست ندین!
حسینیان: موافقم!
بروجردی: حیف که باهات موافقم... وگرنه...
مجری: خب دیگه، موافقید تمومش کنیم؟
حسینیان: چی رو؟ موافقتمون رو؟
مجری: نه، برنامه رو!
بروجردی: نه، من مخالفم!
مجری: یعنی چی؟ کم کم دارید ساختار ها رو می شکونید ها!
حسینیان: موافقم!
بروجردی: شوخی کردم، می خواستم تنوع شه! وگرنه ما که سی ساله موافقیم!
حسینیان: موافقم!
مجری: موافق چی؟
حسینیان: معلومه دیگه... موافقه... آقای بروجردی، جدا ما موافق چی هستیم؟
بروجردی: اینم از اون سوالای ساختار شکنانه بودا... این سوالا به من و شما نیومده، ما فقط وظیفه مون اینه که موافق باشیم!
حسینیان: پس موافقم!
مجری: پس به اتفاق شما، از بینندگان خداحافظی می کنم...
حسینیان: موافقم!
بروجردی: تموم شد بابا...
حسینیان: موافقم!
مجری: آقا یکی بیاد اینو ببره...
حسینیان: موافقم!. . .
يک شورش چه وقت به انقلاب تبديل می شود؟ در طول تاريخ، راهپيمائی ها، تظاهرات و شورش ها جمعيت را به خيابان ها کشانده و دولت ها را تهديد کرده اند. در اغلب کشورها، يک سرکوب سريع همراه با سازش های سياسی، معمولاً به مهار ناآرامی های مردمی منجر می شود. اما هنگاميکه خشونت، خشم و سرکوب شديد می شود و دولت ها کنترل خود را از دست می دهند، نقطه فروپاشی فرا می رسد و انقلاب آن سرزمين را دربر می گيرد. آيا ايران به نقطه فروپاشی رسيده است؟
انقلاب های کلاسيک که به تغيير روابط جهانی منجر شده اند، هنگامی رخ می دهند که سرکوب ديگر نمی تواند نقش يک مانع را ايفا کند. شورش دهقان های فرانسه پيش از انقلاب فرانسه و يا کارگران در روسيه تزاری، چندين سال به درازا کشيد. تنها زمانيکه تلاش برای پاسخگوئی به درخواست های آنها آغاز شد، انقلابيون شهامت طغيان پيدا کردند. ديکتاتوری فرانسه توان سرکوب را از دست داد و آنها را از صحنه روزگار حذف کرد. تزار هم عقب نشينی کرد و دولت الکساندر کرنسکی از اصلاحات گسترده سخن گفت و بلشويک ها به اين وسيله شانس خود را امتحان کردند. سازش های سياسی اغلب نشانه نزديک شدن انقلاب هستند.
در کشورهائی که يک دولتِ مورد تهديد، حجم سرکوب را دوبرابر می کند و نيروهای نظامی را برای شليک به سوی مردم و بازداشت آنها به خيابان می کشاند، ممکن است شورش متوقف شود. صدام حسين در سال 1991 و پس از شکست در جنگ خليج فارس با يک شورش همگانی در جنوب کشور روبرو شد، اما وقتی نيروهای گارد صدام به سرکوب شديد جمعيت شيعه دست زدند، شيعيان در زير وحشی گری های دولت، مغلوب شدند. صدام و رژيمش از آن شورش جان سالم به در بردند.
گاهی نيروهای خارجی نيز می توانند طغيان را سرکوب کنند. شورش های سال 1953 در آلمان شرقی و تظاهراتی که در برلين شرقی در برابر دولت اقماری کمونيست والتر اولبريخت به راه افتاد، سريعاً به کمک نيروهای اشغالگر اتحاد جماهير شوروی سرکوب شد. ناآرامی های مجارستان نيز در سال 1956 با تهاجم تانک های اتحاد جماهير روبرو شد. 12 سال بعد و همزمان با حمله تحت رهبری مسکو مطابق مفاد پيمان ورشو، بهار پراگ در چکسلواکی به زمستان تبديل شد.
در تمام اين موارد، هيچ امتيازی به مخالفان داده نشد و هيچ تلاشی برای سازش با آنان و يا دادن مشروعيت سياسی به آنها به عمل نيامد. اين اتفاقات، با موج انقلاب های به راه افتاده در اروپای شرقی در سال 1989 متفاوت بود. رهبران آلمان شرقی کمونيست برای سرکوب همراه زور، بر روی مسکو حساب می کردند، اما ميخائيل گورباچف از ادامه اين پشتيبانی خود داری کرد. پيام او به ساير اقمار اتحاديه جماهير اين بود که بايد از اصلاحات تحت رهبری وی پيروی کنند، در غير اينصورت به حال خود رها خواهند شد. اولين شکاف ها در آلمان شرقی تحت رهبری اريک هونکر، رئيس حزب کمونيست کشور، به وجود آمد. معترضان جسارت پيدا کردند و ارتش از گشودن آتش به سوی معترضان منع شد. جمعيت به سوی ديوار برلين هجوم برد و رژيم حاکم تنها با يک فشار ناچيز از هم فرو پاشيد.
نظير همين رويداد در مجارستان، چکسلواکی و بلغارستان رخ داد. قضيۀ رومانی متفاوت بود. هيچ سازشی رخ نداد و هيچ رهبر انقلابی در کار نبود. تنها در يک لحظۀ مبهوت کننده و اعتراض آميز، هنگاميکه نيکلای چائوشسکو از خود ضعف نشان داد، حتی فرمانبرداری نظاميان را نيز از دست داد. به محض آنکه رژيمی حمايت پليس و نيروهای نظامی را از دست می دهد، وقوع انقلاب اجتناب ناپذير می شود.
بر اساس گزارش های رسيده از ايران، عده ای از نظاميان اين کشور نيز از گشودن آتش به سوی تظاهرکنندگان خودداری کرده اند. در شرايط فعلی، آقای احمدی نژاد به پشتوانۀ شبه نظاميان بسيج، مجلس و سپاه پاسداران، مطمئن و دلگرم به نظر می رسد. او هيچ تلاشی برای کسب رضايت معترضان از طريق سازش و يا دادن هرگونه پاسخ احتمالی به تقاضا هايشان به خرج نداده است.
رژيم از اين نگران است که سرکوب مخالفان به نتيجه نرسد، با اين حال تندروها همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. رابرت موگابه رئيس جمهور زيمباوه هم فکر می کرد «وفاداران» و نيروهای خشن او می توانند مخالفانش را مرعوب کنند، اما وقتی سربازهايش نيز نشان دادند که پول و غذا ندارند، وی مجبور به سازش شد و مورگان تسوانگياری را وارد دولت کرد. او فعلاً دوام آورده اما کشمکش در زيمباوه هنوز پايان نيافته است.
سرکوب و وحشی گری شديد و طولانی معمولاً می تواند وقوع انقلاب را برای مدت طولانی به تعويق بياندازد. رژيم استالينی در کره شمالی توانسته بيش از آنچه خارجی ها فکر می کردند و عليرغم از هم پاشيدگی اقتصادی و فقر غذائی، هنوز دوام بياورد.
رهبران ايران از امتياز سه نسل خودکامگی بهره مند نيستند. درواقع سابقه خود آنها در به راه انداختن يک انقلاب عليه شاه، خاطره زنده و يک مشوق برای ميليون ها ايرانی است که اين حادثه را تکرار کنند. ممکن است رسيدن به نقطه فروپاشی، زودتر از ناآرامی ها در جاهای ديگر دنيا فرا برسد.
دکتر علی شریعتی
شما که راه گفتگو را بسته اید.
رادیو تلویزیون و خطبه های نماز جمعه یک سویه هر چه می خواهند می گویند.
هر روزنامه ای را که نمی پسندید توقیف و تعطیل می کنید.
هر کس سخنی بر خلاف شما بگوید، یا به زندانش می اندازید و یا کار و سامان زندگی اش را نابود می کنید.
شما که تمام توان و هیبتتان زور و سرکوب است، از کجا فهمیدید که حقیقت پیش شماست؟
باز هم تب گلد کوئیست ملت رو برداشته ، باز هم تب یک شبه پولدار شدن ایرانی جماعت ، باز هم به جای اینکه نون بازو و فکر خودشونو بخورن، میخوان مثل یه هرم همدیگرو پولدار کنن ، تازه اسمشم عوض کردن میگن : سرمایه گزاری مشارکتی ، باز هم پیشنهاد پشت پیشنهاد ، ولی به قول محمود اینقدر پیشنهاد دهید که پیشنهاد دانتان پاره شود.
کی به راه شما میاید؟ حتی اگه بگید مثل این مرتازا قطار خوشبختی نگه داشتید که به قول شما دوستانتان سوار آن شوند
ولی اگه پشت گوشتون دیدید میتونید متصور شید که سرمایه گزاری مثل من دارید.
به قول یکی از دوستان اگه زیاد گیر بدید همچین به 110 میگم که اون موقع برید گوشه حلفدونی.
اس ام اس داده : اگه بخوای به چیزایی که تا الان نداشتی برسی باید طوری باشی که تا الان نبودی.
یعنی مثلا اگه بخوای دزدی کنی چون تا الان دزد نبودی باید الان دزد بشی و ...
ولی شمایی که قطار خوشبختی را سوار شده اید، این قطار روی یک ریل منحرف دارد عبور می کند پس ...
۱- یک صحنه سوال برانگیز در مترو و چند برداشت (از وبلاگ زهرا)
۲- یکی اینجا افتاده و کمک می طلبد ! (از وبلاگ محمد نوری زاد)
۳- منظومهی شمسی و دوستان (از وبلاگ توکای مقدس)